دفتر تبليغات اسلامى شعبه خراسان
288
مسائل مستحدثه پزشكى ( فارسى )
شك دارد به اين اعتبار كه شفا را از خدا مىداند . احتمال اخير را رواياتى كه مىگويد : « شفا از خدا است » تأييد مىكند و پرسش دربارهء تأثير و نفع دوا است ؛ و احتمال دوم را روايت نبوى كه از داغ كردن نهى كرده است « 1 » تأييد مىكند ؛ و بر احتمال اوّل جواب امام عليه السّلام اشاره دارد ، زيرا امام عليه السّلام در جواب ، حكم را بيان نمىكند ؛ بلكه فوايد دوا و درمان را بهطور مطلق يادآور مىشود و از سودمندى فراوان آن خبر مىدهد . اين سخن ضعيف است و مىتوان آن را از اطلاق امر به تداوى استفاده كرد و بهزودى خواهد آمد . 6 . محمد بن مسلم از امام باقر عليه السّلام دربارهء مردى مىپرسد كه نصرانى يا يهودى او را مداوا مىكند و برايش دارو مىسازد ؛ امام عليه السّلام مىفرمايد : « اشكالى در اين كار نيست ، همانا شفا به دست خداى متعال است » . « 2 » اين روايت دلالت مىكند كه با درمان همواره و بهطور حتم شفا به دست نمىآيد و شفا از خداست و اين به ناحتمى بودن تأثير دارو ضرر نمىرساند . خطاب در اين روايت به مريض است نه پزشك ؛ اگرچه روايت در مقام مداواى نصرانى و يهودى مىباشد ، ليكن مىتوان از آن دريافت كه سخن از درمان احتمالى است و نصرانى يا يهودى بودن ، در اين ميان تأثير ندارد ؛ زيرا اگر آنچه را كه نصرانى يا يهودى بيان مىكند دوا و درمان قطعى باشد ، سؤال از آن وجهى ندارد ؛ هرچند اين سخن نيز خالى از اشكال نيست . 7 . از امام على عليه السّلام نقل شده است كه فرمود : « هركه طبابت مىكند بايد از خدا بترسد و خيرخواه و كوشا باشد » . « 3 » واژهء « اجتهاد » كه در اين روايت آمده است به معناى به كارگيرى نهايت توان و تلاش است ، مقصود اين است كه پزشك بايد در شناخت درد و درمان هر كارى را كه مىتواند
--> ( 1 ) . بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 74 ، ح 34 . ( 2 ) . طب الأئمه ، ص 63 ؛ بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 65 ، ح 9 و 31 . ( 3 ) . بحار الأنوار ، ج 59 ، ص 74 ، ح 33 .